خرید بک لینک

همون دختر دبیرستانی که وب زد تا خاطراتشو بنویسه کنکور داد هوافضای شریف قبول شد:) ازدواج کرد و الان خوشحال ترین ادم رو زمینه:)

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:28

دختر کنکوری...

و حالا من شدم یه دختر کنکوری:)

راستش اینجا خیلی باحاله برام:) 

دوساله فعالیتی نکردم ولی دلمم نمیاد حذف کنم

تمام خاطرات قشنگم اینجاست:)

هنوزم با خوندنشون ذوق میکنم:)))

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 3:23

بازگشت خودمو تبریک میگم سلااااام تقریبا بعد از یک سالو خورده ای رووز برگشتممممم چینقده دل تنگ بودینااااااااااادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: جمعه 5 شهريور 1400 ساعت: 22:50

نیمچه سخن امسال یازدهمم:) پشتیبان جانمم دیگه پشتیبان جان من نیست:) شد یه رفیق واسم وقتی اولای یازدهم باهاش حرف میزدم میگفت : من دیگه تورو نمیشناسم:/ نه دانش آموزمی نه پشتیبانتم ولی من کنه تر از این حرفا بودمو هنووزم باهاش حرف میزنمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: جمعه 5 شهريور 1400 ساعت: 22:50

هوووووف سلام خیلییییییی سخت بود بعد دو هفته نرفتن مدرسه پاشم برم:/ دلم برا دوستام عجیب تنگ شده بود و البته پشتیبان خانومم:) [ و اینگونه بود فهمیدن واژه زیبای وابستگی:)] شنبه صب که رفتم کادو های پشتیباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 11:12

یع روز برفی^^

بچه ها چون خاطرش طولانیه گذاشتم ادامه مطلب:)

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 11:12

سلام... مادوباره به خاطر برف تعطیل شدیم:/ اه اخرین امتحانمون بوداااااااااا اههههههههههههههه://// جمعه چت یکی از بچع ها رو استوری کردم اما خب سانسوراش زیاد بود بعد شیدا بهم پیام داد اگه راست میگی بدون ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 11:12

گروهبندی مشهدمون رو روز چهارشنبه اعلام کردن به خاطر مجوز ندادن اموزش پرورش یکم سفرمون افتاد عقب تو کلاس بودم که یهو محسن اومد گفت با فلانی افتادم( شیدام) سعی کردم خودمو خیلی خوشال نشون بدم.. طوری که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 11:12

سلااام:) من از مشهد برگشتمم خیلییییییییییییییی خوش گذش خیلیییییییی:))) اینقد خندیدم که اصن یه وضعی:)) اینقد حرصش دادم که حال کردم^^ البته اونم بعضی موقع ها کامل قهوه ایم میکردا:// واقن فاز معنوییتمو تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 11:12

سلام روزام عجیب میگذره :)) من دیگه اون زهرای قبل نیستم دیگه خاطره هامو تو دفتر براش نمینویسم دیگه رفتارای بچه های دیگه باهاش برام مهم نیس... دیگه شاید بگم هیچی برام مهم نیست... شدم یه ادمی که تو لحظه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 11:12

سلام بچه ها نظراتتون رو تایید کردم ببخشید این روزا اصن وقت اومدن به وبلاگو ندارم:(( از وقتی کرونا اومده و مدرسه ها تعطیله دهنمونو صاف کردن هر ساعت که عشقشون بکشه کلاس میذارن و هر کی هم نره نمره کم میکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 11:12

امروز رفتم مدرسه یعنی کلاس داشتیم درسایی که مهم نیس مث امادگی و جغرافی و استان شناسیو گذاشتن 5 شنبه ها دیشبش پیام داده بودم به پشتیبان جان : _ خانووم سعلام فردا هستین باهم حرف بزنیم؟؟ + سلام ان شااللهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

همش زندگیم شده درس:// پشتیبانمم هر وقت چیزی ازش میخوام میگه باید یه قولی بدی میگم چی میگه درستو بخونی:////// اصلا این هفته حواسم و اعصابم سرجاش نبود و دلیلشو نمیدونم:/ کل امتحانامو گند زدم به معنای واادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

سلوم بازم خونه موندم ولی این دفعه وجدانن حالم بده:( دیشب رفتم بیمارستان, 5 ساعت بیمارستان, بودم تهشم گفتن باید بستری شه منم که از اون ترسوها گفتم نه میخوام برم خونه مامانمم به دکتره گفت میبرمش بستری نکنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

بچع عا دمتون گرم که نظر میدید و دنبال میکنید:)))) میخواستم بگم اگه نظرارو هنو تایید نکردم برا اینه که میخوام ج بدم به همشون و متاسفانه الان اصن وقت ج دادنو ندارم:( مشاور گابمون بهم گفته باید توی این 4ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 19:41

صفحه بندی